تبلیغات
وکیل پایه یک دادگستری - وکیل پایه یک دادگستری(2)
یکشنبه 16 اسفند 1394

وکیل پایه یک دادگستری(2)

   نوشته شده توسط: کیومرث پرندین    نوع مطلب :حقوقی ،

ماده ۴۵ قانون وكالت مقرر میدارد :
وكلا باید اثر قانونی عدم پیشرفت دعوی موكل را در اموری كه نسبت به آن قبول وكالت می نمایند اعم از امور حقوقی و جزائی مخصوصا در اقامه دعوی جزائی و دعاوی جعل و اعسار قبل از تنظیم قرارداد حق الوكاله به موكل خاطرنشان نمایند .
مراتب تفهیم مطالب موضوع این ماده به موكل ، ذیل وكالت نامه های فرم كانون وكلا تصریح گشته و اقدام موكل به امضا وكالت نامه ظهور درآن دارد كه این موارد دقیقا به وی تفهیم شده است .
علیرغم این موضوع بسیار شنیده می شود كه موكلین ادعا می كنند وكلای ایشان دعوایی غیر از آنچه ایشان خواسته اند طرح و یا حقایق موضوع را به نحوی جز آنكه ایشان گفته اند ، بیان كرده اند . همچنین گاه شنیده می شود افرادی مدعی هستند وكیل شان اثر عدم پیشرفت كار را به ایشان دقیقا تفهیم نكرده و یا روشن ننموده دعوی چقدر طول خواهدكشید . حالت بدتر آن است كه موكل مدعی شود وكیل به او وعده موفقیت حتمی در دعوی حقوقی یا برائت صد در صد در محاكمه كیفری را داده است .
دفاع در مقابل این ادعاها با استناد به عبارات مندرج در ذیل وكالت نامه ها ، اصولا ، میسور است . لكن در بسیاری از موارد با این عذریا توجیه موكل كه : »بیسواد هستم< ، »فارسی نمی دانم< ، »من كه وارد به این امور نیستم< ، »وكالتنامه را دادند من هم نخوانده امضا كردم< ، مواجه می شویم .

قضیه وقتی حادتر میشود كه موكل مثلا ادعای جعل با تعیین جاعل یا طرح شكایت كلاهبرداری علیه طرف یا نسبت دادن سایر جرائم مهم را به طرف مقابل ، كلا و صرفا ناشی از ابتكار و تصمیم وكیل خود اعلام می كند و یا حتی تا آنجا پیش می رود كه ادعا می كند از جعلی بودن مستند دعوی خود بی خبر است و سند مذكور را وكیل تهیه و جعل كرده، وجود مواردی از اینگونه ایجاب می كند كه كانون وكلا ضمن تجهیز و تقویت دادسرا و دادگاه انتظامی خود به منظور برخورد با وكلای متخلف و حمایت از مردم در قبال ایشان ، تدابیری هم جهت حمایت از وكلا در مقابل حملات بی مورد و بعضا ناجوانمردانه ای كه به ایشان می شود بیندیشد.
به عنوان قدم اول در این راه ، چند سال پیش »فرم تحقیق از موكل<تهیه و برای همكاران ارسال و توصیه شده كه رابطه خود را با موكلین بر مبنای فرم مذكور تنظیم و برقرار كنند . چون استفاده از این فرم آنچنان كه انتظار می رفت همه گیر نشد و به نظر رسید كه بسیاری ازهمكاران از وجود آن بی خبر هستند ، مجددا آن را با تغییراتی چاپ می كنیم تا به دست همه همكاران برسد . استفاده از این فرم قدمی خواهد بود در راه اعتلاء اخلاق حرفه ای و حمایت از وكیل و وكالت دربرابر هجمات ناروائی كه به ایشان می شود .
شاید در خصوص این فرم دو نكته قابل ذكر باشد :
۱ ـ ممكن است برخی از همكاران ( و به ویژه همكاران جوان ما ) بگویند با تاكید بر عدم امكان تضمین نتیجه و مدت دادرسی ، موكلین ازتفویض وكالت منصرف خواهند شد . خواهیم گفت : همانطور كه وكیل فقط دعوایی را باید بپذیرد كه احتمال پیشرفت آن بیش از پنجاه درصد باشد و بنابراین پذیرش دعوایی با احتمال پیشرفتی كمتر از این اصولا درست نیست و در دراز مدت به شهرت حرفه ای وكیل لطمه خواهد زد ، پذیرش دعاوی با تضمین نتیجه نیز ـ صرفنظر از اینكه از جهت اخلاقی مذموم و از نظر قانونی و انتظامی موجب مسئولیت است ، و موجب چنان فشار عصبی و اضطرابی می شود كه معادل مالی ندارد ـ اصولا درشان و درخور وكیل دادگستری نیست و اقدامی است شایسته كارچاق كن ها و كلاهبرداران .
۲ ـ ممكن است دورنگری و وسواسی كه در تهیه این فرم اعمال شده ، به نظر بعضی از همكاران غیر عادی جلوه كند . لذا متذكر میشویم كه هر یك از این دقتها و دوراندیشی ها ناشی از یك مصداق و موردعملی است كه در دادسرای انتظامی یا دادسرای عمومی و یا محافل تخصصی و حرفه ای سابقه دارد و یا مطرح شده است . * فرم تحقیق از موكل

به تاریخ . . . . . . . . . . . آقای/خانم . . . . . . . . . . . . فرزند . . . . . . . . . . به شناسنامه . . . . . . . . . . بی/باسواد ( كه میزان تحصیلات ایشان . . . . . . . . . . است ) مجرد متاهل . . . . . اهل . . . . . . . . ساكن به نشانی . . . . . . . . . تلفن . . . . . فاكس . . . . . . . . تلكس . . . . . . . در دفتر وكالت حضور دارند . پس از احراز هویت بر مبنای شناسنامه شماره فوق ( كه فتوكپی آن ممضی به امضاء صاحب شناسنامه اخذ شد ) به شرح ذیل اقدام به تحقیق می شود . امضاء موكل

س ـ لطفا علت مراجعه خود را به دفتر وكالت بیان بفرمائید ؟
ج ـ در این قسمت شرح دعوی یا شكایت موكل به تفصیل با ذكرجزئیات نوشته میشود .
امضاء موكل

س ـ مدارك و مستندات خود را با تصریح به اینكه اصالت اسناد راتصدیق می كنید احصاء و بیان بفرمائید .
ج ـ در این قسمت فهرست اسناد و ادله موكل تفصیلا نوشته میشود . چنانچه به شهادت شهودی استناد می شود مشخصات و نشانی شهود نیزقید گردد . امضاء موكل
س ـ لزوما به شما تذكر داده می شود كه : اولا ـ طول مدت دعوی ونتیجه رسیدگی به هیچ وجه قابل پیش بینی و تضمین نیست و اینجانب صرفا با پذیرش دعوی شما در حد توان علمی و فنی خود سعی درپیشبرد كارتان خواهم كرد اما نتیجه نهائی را مرجع قضائی تعیین می كند . ثانیا ـ پرداخت حق الوكاله هیچ ارتباطی به نتیجه كار یا طول مدت رسیدگی ندارد . چه می فرمائید ؟
ج ـ متوجه شدم ، قبول دارم . امضاء موكل

س ـ در صورت تغییر نشانی باید نشانی جدید خود را كتبا به اینجانب اعلام بفرمائید . لازم است به محض اعلام اینجانب اصول اسنادخود را ـ كه فتوكپی آنها را مصدق و دریافت و اصل را به شما مستردكرده ام ـ به اینجانب تحویل دهید . همچنین لازم است به محض اعلام اینجانب نسبت به پرداخت هزینه های قانونی كار خود اقدام نمائید . ضمنا لازم است هر نوع تماس و مذاكره طرف دعوی را با خود فورا به اینجانب اطلاع دهید . چه می فرمائید ؟
ج ـ كاملا متوجه شدم و قبول دارم امضاء موكل
س ـ اظهارات خود را چگونه گواهی می فرمائید ؟
ج ـ انگشت میزنم امضاء می كنم و در كنار آخرین امضاء انگشت میزنم
امضاء و اثر انگشت موكل

توضیح : چون آقای/خانم . . . . . . . . . . . . . . به زبان فارسی تسلط ندارند/بیسواد هستند این صورتجلسه با حضور آقای/خانم . . . . . . . . . . . . . . . . فرزند . . . . . . . . . . . . . .............
به نشانی . . . . . . . . . . . . . . ( كه . . . . . . . . . . . . . . . . . آقای/خانم . . . . . . . . . . . . . . . . . . هستند )
( در این قسمت نسبت فرد مذكور با موكل نوشته می شود مثل برادر ، خواهر ، فرزند و امثالهم) تنظیم و مراتب به وسیله ایشان به آقای/خانم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تفهیم شد . فتوكپی شناسنامه آقای/خانم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . نیز ممضی به امضاء ایشان اخذ شد . * ۳ ـ آزادگی وكیل

وكالت را »كار آزاد« می نامیم . این فقط در محدوده تعاریف رسمی و شاید هم برای دلخوشی وكلا عنوان می شود . چه می دانیم آزادیی دراین كار نیست . حرفه ای كه اداره آن به نحو مطلوب مستلزم صرف وقت یبیش از هر كارمند پركار دولت است . شغلی كه مطالعه و در جریان تغییرات قوانین و ضوابط بودن ، جزء لوازم حتمی آن است . پیشه ای كه فرد مشغول به آن چاره ای جز دیر خفتن و زود خاستن ندارد . كاری كه به تعداد موكلین »صاحبكار« دارد ، و در انجام آن نه فقط قوانین وضوابط عمومی بلكه قواعد انتظامی وكالت نیز باید مرعی باشد چگونه می تواند »كار آزاد« نامیده شود ؟ پس وكیل اگر اسما و حسب تعریف رسمی »كار آزاد« دارد در واقع و نفس امر ، بیش از هر كارمندی»دربند« و »مقید« است . لكن وكیل می تواند ـ و باید ـ علی رغم تقید ، »آزاده« باشد و این بزرگترین ـ و شاید یگانه مزیت حرفه وكالت است . اقتضاء این آزادگی این است كه به موارد آتی توجه داشته باشیم .
۱ ـ اگر چه موكل ، یا طرف مشاوره به ما وجوهی پرداخت می كند ، اما همیشه رفتارمان باید چنان باشد كه او بداند ما دراستخدامش نیستیم . تجربه نشان داده با موكل یا طرف مشاوره ای كه احساس كند وكیل به پول او نیاز دارد ، نمیتوان كار كرد .
۲ ـ اینكه ما در چه شرایطی از نظر مالی و مادی هستیم ، امری كاملا خصوصی و شخصی است . بدیهی است اظهار عجز وفقر باعث نخواهد شد كسی به حال ما رحمت آورد و به قصد دست گیری از ما دست به كیسه برد . همچنین باید به یاد داشته باشیم كه همه مردم مامور مالیات و در پی بررسی ثروت ما نیستند. بنابراین به همان اندازه كه از تفاخر و تفرعن احترازمی كنیم ، از خود شكستن و اظهار فقر و عجز نیز باید محترزباشیم . چه اعتبار مالی وكیل دادگستری ـ اگر در حد اعتبارعلمی و اخلاقی او اهمیت نداشته باشد ـ بی تردید در قضاوت جامعه بی تاثیر نیست . پس باید رفتار ما همیشه نشان دهنده بی نیازی باشد ، بدون اینكه جنبه لاف زدن پیدا كند .
۳ ـ وكیل دادگستری ـ به عنوان فردی فرهیخته و ، بنابر اصل ، باهوش و اهل منطق و استدلال ـ نمی تواند و نباید با مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بیگانه باشد . همچنین ، به لحاظ داشتن ویژگیهای پیش گفته ، توقع قالبی اندیشیدن و دنباله روبودن را از وكیل نمی توان داشت . به این ترتیب جای شگفتی نخواهد بود اگر بین وكلا از نظر مشرب و طرز فكر سیاسی ودیدگاه اجتماعی و فرهنگی تفاوت و حتی تضاد وجود داشته باشد . اما آنچه غیر قابل قبول و غیر قابل توجیه است ، این است كه این تفاوتها و تضادها ، در امور وكالتی ، مطرح شود یا ـ از این بدتر ـ در برخوردهای حرفهای دستاویز حمله به حریف قرار گیرد .
توقع از وكیل دادگستری این است ، كه برای دفاع از حق آزادی عقیده سیاسی و اجتماعی همكارش ـ آنجا كه این عقاید در محیط های كاری و قضائی مطرح می شود ـ تا پای جان بایستد . هر چند كه با عقاید این همكار مخالف باشد . زیرا از دیدگاه یك فرد اصولی ، رفتاری جز این پسندیده نیست . از دیدگاه »پراگماتیك = اصالت علمی« هم همیشه باید به یاد داشته باشیم كه وقتی برخورد با افراد بر مبنای عقاید سیاسی و اجتماعی ایشان متداول گردد و پذیرفته شود ، دور نیست كه نفر بعدی خود ما باشیم.
۴ ـ نوسانات و تحولات اقتصادی و سیاسی ، قانون خاص خود رادارند و ایجاد چیزی را باعث می شوند كه از آن به »جو« تعبیرمی كنیم . »جو« جامعه گاه موافق و گاه مخالف افراد یاگروه هائی است . اینكه وكیل در انتخاب موكلین وپرونده هایش همیشه در جهت موافق با جو جامعه حركت كند ، شاید آسان ترین شیوه وكالت باشد . اما مطمئنا بهترین شیوه نیست . پذیرفتن دفاع از كسی یا گروهی كه در برهه ای اززمان مغضوب و مبغوض و منفور شده است ( و چه بسا این غضب و بغض و نفرت به حق هم نباشد ) حركتی است كه از وكیل آزاده انتظار می رود . چه ما از متهم به دزدی و زنا وكلاهبرداری و قتل و تروریسم ـ با توجه به شخصی بودن مجازات ـ دفاع می كنیم ، نه از دزدی و زنا و كلاهبرداری وترور .
بدیهی است وكیلی كه اینگونه عمل می كند باید در انتظارجفای ناشی از عدم شناخت و جهل جامعه و عوام ( و گاه ـ حتی ـ خواص ) باشد و این بهائی است كه وكیل برای آزادگی خود باید بپردازد .
۵ ـ درست است كه موكلین وسیله روزی رساندن به وكیل هستند و درست است كه رعایت ادب در برخورد با ایشان واجب است ( همچنان كه در برخورد با دیگران بایسته است ) اما این رابطه مالی و تقید اخلاقی نباید باعث شود كه وكیل ازمعیارهای رفتاری خود در مقابل موكل عدول كند ، بنابراین :
اولا ـ باید وقت شناسی را در نهایت جدیت و سخت گیری به موكلین بیاموزیم .
ثانیا ـ به موكل تفهیم كنیم اوست كه باید خود را بر شرایط مامنطبق كند و مواضع اصولی ما لایتغیر است .
ثالثا ـ رفتارمان چنان باشد كه موكل گمان نكند پولی كه می پردازد موقعیت خاص و ممتازی جز آنچه كه وضعیت علمی و اجتماعیش اقتضا دارد ، برای وی ایجاد می كند . به عبارت دیگر موكل باید بداند او است كه به وكیل محتاج است و عكس این قضیه مصداق ندارد .
رابعا ـ اگر بر این اعتقادیم كه تا زمانی كه استحقاق انفاق الهی را داشته باشیم و روزی ما مقرر باشد ، لاجرم حواله خواهد شد و افراد بشر را یارای سد این باب نیست . دلیلی ندارد كه برای ادامه رابطه با موكلین و طرف های مشاوره ـ وقتی كه حرفه ای بی ربط می زنند و كارهای ناروا می كنند و توجیه و دفاع سخنان نادرست و اعمال غلط خود را از ما می خواهند ـ در برابر ایشان سرفرودآوریم و تمكین كنیم . زیراكه چنین برداشت وبرخوردی ، به اعتباری ، عین شرك است. * ۴ - اتقوا مواضع التهمه

گفته شده : قاضی و وكیل دو بال فرشته عدالت هستند .
بنابراصل ، حقیقت همین است . امیدواریم واقعیت نیز همین باشد ـ یا بشود .
قاضی و وكیل را از معاشرت و مراوده با یكدیگر گریزی نیست . زیرابسیاری از وكلا و قضات همكلاس یا هم دوره یكدیگر بوده اند وبسیاری از ایشان هم ضمن برخوردهای مكرر حرفه ای طی سالهای دراز با هم آشنا و دوست شده اند .
بین وكلا و قضاتی كه لوازم خلقی و وجدانی این دو شغل در ایشان جمع است ، این مطلب كه ارتباطات و دوستی ها هیچ تاثیری در روابط حرفهای و كاری ایشان ندارد ـ و نمی تواند داشته باشد ـ مفروغ عنهاست . اما مردم عادی ـ علی الخصوص عوام ـ از این حقیقت آگاه نیستند . هر حركت یا گفته حساب نشده ای می تواند در ذهن ایشان شبهه ایجاد كند و نهایه وهن قاضی و وكیل و دستگاه قضا و كانون وكلا را درپی داشته باشد .
در عین حال از آنجا كه انسان ، به هر تقدیر ، دستخوش عواطف واحساسات خویش است و همیشه این بیم وجود دارد كه ناخواسته تحت تاثیر آشنائی ها و دوستی ها قرار گیرد . بر ما است كه به نكات ذیل توجه كنیم :
۱ ـ وقتی پرونده ما به دادگاهی ارجاع می شود كه قاضی آن با ماخصوصیت و رفاقت دارد ، تا زمانی كه كار پرونده خاتمه نیافته ، رفت و آمد خود را به آن دادگاه و دفتر آن به حداقل برسانیم و به مراجعات كاملا ضروری اكتفا كنیم .
۲ ـ تا وقتی كه كار پرونده ادامه دارد ، اگر خارج از دادگاه ملاقاتهای خصوصی با رئیس دادگاه دست داد ، مطلقا درخصوص پرونده ای كه نزد وی داریم سخنی به میان نیاوریم .
۳ ـ وقتی تاریخ رسیدگی فرا رسید ، یك روز قبل یا ساعاتی پیش از وقت رسیدگی به قاضی دادگاه مراجعه و برای وی روشن كنیم كه ملاقات بعدی ما با او به عنوان وكیل پرونده خواهد بود و توقع احترام و محبت خارج از حدود روابط رسمی نداریم .
این اقدام تكلیف رفیق ما را روشن و از بروز شبهه احتمالی درذهن طرف دعوی هم جلوگیری خواهد كرد . چه اگر در زمان مراجعه ما به محكمه ، طرف دعوی هم حاضر باشد و رئیس دادگاه بدون آگاهی از این موضوع و یا ـ در صورت آگاهی ـ به علت رودربایستی ، برخوردی گرم تر از آنچه كه اقتضاءرابطه حرفه ای و رسمی است با ما داشته باشد و احترامی بیش از آنچه كه معمول است برای ما قائل شود . ناچار در ذهن ناپخته طرف دعوی ـ كه از خصوصیات وكلا وقضات متقی ومستقل بی خبر است ـ شك و شبهه ایجاد خواهد شد .
همینجا باید متذكر شویم كه رعایت احترام وكیل بر دادگاه واجب است ، همچنان كه عكس این قضیه صادق می باشد . به عبارت دیگر دادگاهی كه از وكیل توقع احترام دارد باید به وكیل احترام بگذارد . آنچه فوقا گفتیم در خصوص درجه ای ازاحترام و ابراز خصوصیت و محبت است كه به رابطه وكیل ودادگاه مربوط نیست ، بلكه از رفاقت و رابطه شخصی ناشی می شود .
۴ ـ برخی از افراد ـ كه از آنها با صفت مودبانه »زرنگ« یادمی شود ، حال آنكه برای توصیف ایشان صفات مناسبتری اماغیر مودبانه ، وجود دارد ـ با وسائل و از طرق گوناگون رابطه دوستی قضات و وكلا را كشف و به وكلایی كه با قاضی دادگاه ایشان خصوصیت و رفاقت دارند مراجعه می كنند . اگر چنین مراجعینی داشتیم باید با صراحت و تاكید برای ایشان روشن كنیم كه این رابطه دوستی هیچ تاثیری در جریان كار قضائی پرونده و نتیجه نهائی آن نخواهدداشت
۵ ـ وقتی برای دیدار دوستان قاضی خود به دادگاه آنها مراجعه می كنیم ( هر چند كه با توجه به كثرت كار و قلت وقت دادگاه ها بهتر است این دیدارها در خارج دادگاه صورت گیرد ) از نشستن در پشت تریبون و محلهای ویژه اعضاء دادگاه خودداری كنیم . هر چند كه در آن زمان پروندهای در آن دادگاه نداشته باشیم . زیرا وكیل دادگستری باید همواره از هرچیزی كه ممكن است باعث ایجاد شك و شبهه در اذهان مردم شود احتراز كند . كسانی كه ما را در پشت میز قاضی می بینند و به وجود خصوصیت و رفاقتی بین ما و رئیس محكمه پی می برند . همه موفقیتهای بعدی ما را در این دادگاه به حساب رفاقت مان با رئیس محكمه خواهند گذاشت و این باعث هتك حرمت ما و دادگاه خواهد شد .
۶ ـ پذیرفتن موكلی كه از طرف رئیس دادگاهی معرفی شده ، كه پرونده اش در همان دادگاه مطرح است ، به هیچ وجه صحیح نیست كه . . . اتقوا مواضع التهمه . . .
۷ ـ گاه ممكن است به افرادی برخورد كنیم كه تصاویر نادرستی ازدادگستری و دادگاهها در ذهن دارند و از طرح موضوع با ماهم ابا نمی كنند . این عبارت كه » . . . اگر خرجی هم داشته باشد می دهیم . . . « متاسفانه به گوش ها آشنا است . در این گونه موارد باید رفتار ما چنان باشد كه گوینده دیگر بار به خود جرات واجازه طرح این گونه مطالب را در حضور ما ندهد . در عین حال باید سعی كنیم كه به گوینده تفهیم نمائیم قضیه به آن شوری هم كه می پندارد نیست . اگر حیثیت دستگاه قضامهتوك و لكه دار شود ، وكلا هم ـ به عنوان وابستگان آن ـ ازاین هتك حرمت در امان نخواهند ماند .
سخن آخر اینكه شاید برخی از آنچه گفتیم در نظر بعضی ها بسیارایده آلی و كمال گرایانه به نظر آید و چنین تصور شود كه رعایت اینمقدار احتیاط و دورنگری در عالم واقع میسور نیست . اما باید توجه داشته باشیم كه ـ با توجه به آنچه می بینیم و می شنویم ـ اگر به خود ودوستان و همكارانمان سخت نگیریم و اگر معیارهای اخلاقی حرفه راجدی تلقی نكنیم ، دیری نخواهد پایید كه از وكالت دادگستری به عنوان شغلی كه مایه افتخار و سربلندی ما بوده ، چیزی باقی نخواهد ماند . درخانه اگر كس است یك حرف بس است . * ۵ - بازخوانی سوگندنامه وكالت

بازخوانی متون حقوقی ، اگر به وسیله اهل فن و صاحبان ذوق ودانش نوشته شده باشند ، همیشه آموزنده و گاه هشدار دهنده است . متنسوگندی كه وكلا یاد میكنند و در ماده ۳۹ آئیننامه قانون وكالت آمدهاز اینگونه نوشتهها است .
كثرت مشغله و این پندار كه متن قسم را كاملا به یاد داریم و یا ـ خدای ناكرده ـ كم اهمیت شمردن سوگند ، باعث میشود كه سالهابگذرد و سوگندنامه بازخوانی نشود . متن تقطیع شده را با هممیخوانیم :
ـ »در این موقع كه میخواهم به شغل شریف وكالت نائل شوم<
پس وكالت شغلی است كه افراد پس از طی مراحل و احرازشایستگی به آن »نائل« میشوند و »شرافت« صفت ذاتی و لایتجزایاین حرفه است .
ـ »به خداوند متعال قسم یاد میكنم<
به اعتبار طبع شغل وكالت ، این سوگند ، بیواسطه ، در مقابل بالاترینمرجع هستی كه عدالت محض و حسن محض و زیبائی محض و اولالاولین است یاد میشود و در اتیان آن وكیل خود را مستقیما در مقابلخداوند متعهد و ملتزم میكند .
ـ » . . . كه همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده و جز عدالت واحقاق حق منظوری نداشته و بر خلاف شرافت قضاوت و وكالت اقدامو اظهاری ننمایم . . . « در وكیل شرعا عدالت شرط نیست . اما سوگندنامهما را مكلف میكند كه در اقداماتمان صرفا عدالت را ـ به مفهوم »وضعشی فی ما وضع له« در حد توان فكری و علمی خویش منظور نظرداشته باشیم . رعایت این ضابطه از تعداد دعاوی خواهد كاست . اگر مادر برخورد با موكل ، پس از احراز اینكه دعوای او براساس موازینحقوقی و قضائی ( كه در حرفه ما معیار عدالت است ) ، بر حق نیست ، اورا از طرح و تعقیب آن منع و به مذاكره و صلح با طرف ترغیب كنیم . همباری از دوش دادگستری برخواهیم داشت ، همبندگان خدا را از وروددر مسیری كه انتهای آن خسران است بازخواهیم داشت و هم ـ درتحلیل نهائی ـ موكل بالقوه و مبلغ متعصبی برای خود به دست خواهیمآورد .
ـ » . . . و نسبت به اشخاص و مقامات قضائی و اداری و همكاران واصحاب دعوی و سایر اشخاص رعایت احترام را نموده و از اعمالنظریات سیاسی و خصوصی و كینهتوزی و انتقامجویی احتراز نموده . . . <
این قسمت از سوگندنامه را چند بار باید خواند . ممكن است خیلی ها ـ حتی آنان كه از ایشان انتظار نمیرود ـ در مقاطعی از زمان ، عنان زبان یا قلم را از كف بدهند و آنچه را كه نباید ، بگویند و بنویسند ـ و شاید در برخی امكنه و بعضی ازمنه قبح بد حرفی و هتاكی و هرزهدرائی كم شود یا از بین برود . اما تسلیم جریانهائی از این دست شدنو از عوام تبعیت كردن و یاوه گفتن و دشنام دادن از وكیل دادگستری پذیرفته نیست .


BHW
جمعه 18 فروردین 1396 10:45 ب.ظ
After I initially left a comment I seem to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and now each time a comment is added I receive 4
emails with the same comment. There has to be a means
you can remove me from that service? Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر